قندیل مقدس







نويسنده



دل نوشته ها



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





وای برشما

 

پدرم وای پدرم

 محکوم ام کردی به زندگی

 من تو را می خوانم ، تو مرا می خوانی ، همه از خاطره

 قاصدکان می گویند، قصه هایی شیرین ، که در اندوه زمان

 می میرند، قصه سنگستان ، قصه شهر هزار و یک رنگ،

 گر بخواهم که بگویم با تو ، دل تو می گیرد ، قلب تو از پس

 بی آبی دوران خزان می میرد ، باز گویم سخنی غم آلود،

 انتخابش با توست ،کودکم شاه پری کودکم شاه پری ،

 قلب تو آینه رندان نیست ، قلب تو از پس دورانی سخت ،

 از پس خواری این می زدگان ، از پس صد ها سال شومی

بین خبران ،به زمین می خنددپدرم راست نگو، تو در این

 سی ساله ، به کدامین جرمی ، رفتی و شاپرکان ، منتظر

 مانده به راهی دورند، پدرم خوبت را ، به خدا می بینم ،

 پدرم من به کدامین جرمی ، بی پدر مانده ام و در حسرت؟

 کودکم شاه پری ، جرم تو جرم همه خوبان است، من برای

خوشی بی خبران جنگیدم ، یاد ما پاک شده ، دل ما

 بشکسته، کاسه های می صد ساله ، از درون اعماق ،

 دست در دست در این بی خیری می چرخندپدرم عادت من

 گشته که هر جمعهء صبح ، با دعای ندبه ، گریه را سر

 دهم و در غریبی خودم بغض کنم دخترم شاه پری ، نه

 چنین نیست سزای چو منی، من هنوز از پی رنج دوران ،

 من هنوز منتظرم ، پیش خود گهگاهی ... من همین را دانم

 بازی بی خردان ، شهر سنگستان بود ، قصه مرد سیاهان

 جامه ، قصه ماه و پری ، همه افسانه نبود.شهر من

سنگستان ، دل تو ماه و پری ، مردمان گریاننداین سزای

                                    من نیست........

 

 

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:


[+] نوشته شده توسط سیاوش در 2:22 | |